مصرع نخست · شماره 157گر کست از راه خوش آمد ستودشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.154کش چو تو عادت به زبردستی است#155شد به فرودست چو ساعد مقیم#156بین که گرفتند بتانش به سیم#157گر کست از راه خوش آمد ستودانتخابشده158آنچه نباشی تو نباید شنود#159حرف خوش آمد مشنو کان خطاست#160مضحکه خلق مشو کان بلاست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 157 از «حکایت» است.سطر پیشینبین که گرفتند بتانش به سیم→سطر بعدیآنچه نباشی تو نباید شنود←