مصرع نخست · شماره 159حرف خوش آمد مشنو کان خطاستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.156بین که گرفتند بتانش به سیم#157گر کست از راه خوش آمد ستود#158آنچه نباشی تو نباید شنود#159حرف خوش آمد مشنو کان خطاستانتخابشده160مضحکه خلق مشو کان بلاست#161زاغ که شد باز سفیدش لقب#162عقده سد خنده گشاید ز لب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 159 از «حکایت» است.سطر پیشینآنچه نباشی تو نباید شنود→سطر بعدیمضحکه خلق مشو کان بلاست←