مصرع نخست · شماره 27رفت و به زن صورت آن راز گفتشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.24از سر زردار گرانتر بسی#25چون سر آن مشربه را باز کرد#26زمزمه خوشدلی آغاز کرد#27رفت و به زن صورت آن راز گفتانتخابشده28صورت آن راز نهان باز گفت#29پرده برانداخت چو از روی راز#30رفت زن و گفت به همسایه باز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 27 از «حکایت» است.سطر پیشینزمزمه خوشدلی آغاز کرد→سطر بعدیصورت آن راز نهان باز گفت←