مصرع نخست · شماره 53از نفس گرم اسیران بترسشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.50مار صفت کشته مشو بهر گنج#51خارکشش گفت که ای شهریار#52دست ز آزار اسیران بدار#53از نفس گرم اسیران بترسانتخابشده54ز آه دل ریش فقیران بترس#55گنج ز من می طلبی گنج چیست#56حاصل ایام بجز رنج چیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 53 از «حکایت» است.سطر پیشیندست ز آزار اسیران بدار→سطر بعدیز آه دل ریش فقیران بترس←