مصرع نخست · شماره 115شمع که آتش ز درون برفروختشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.112کرد که یک بد که عوض سد ندید#113مار که او بر سر آزار رفت#114زندگیش بر سر این کار رفت#115شمع که آتش ز درون برفروختانتخابشده116سوخت دلش چون دل پروانه سوخت#117کس چه کند دشمنی زشتخو#118دشمن او بس عمل زشت او#دربارهٔ این سطرسطر شماره 115 از «حکایت» است.سطر پیشینزندگیش بر سر این کار رفت→سطر بعدیسوخت دلش چون دل پروانه سوخت←