مصرع نخست · شماره 85نهی درج دهان را گوهر نطقشاعروحشیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.82دهانش را ز در دندان تو دادی#83فلک را پشت خم از بار عشقت#84دل مه روشن از انوار عشقت#85نهی درج دهان را گوهر نطقانتخابشده86دهی تیغ زبان را جوهر نطق#87به کنهت فکر کس را دسترس نیست#88تویی یکتا و همتای تو کس نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 85 از «سر آغاز» است.سطر پیشیندل مه روشن از انوار عشقت→سطر بعدیدهی تیغ زبان را جوهر نطق←