مصرع دوم · شماره 14چکد گر آب ازو، آبی نداردشاعروحشیاثرسرآغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11دلم را داغ عشقی بر جبین نه#12زبانم را بیانی آتشین ده#13سخن کز سوز دل تابی ندارد#14چکد گر آب ازو، آبی نداردانتخابشده15دلی افسرده دارم سخت بی نور#16چراغی زو به غایت روشنی دور#17بده گرمی دل افسرده ام را#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «سرآغاز» است.سطر پیشینسخن کز سوز دل تابی ندارد→سطر بعدیدلی افسرده دارم سخت بی نور←