مصرع نخست · شماره 41یکی بحر است عشق بی کرانهشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38کند باد جنون را آتش آمیز#39اساسی گر نداری کوه بنیاد#40غم خود خور که کاهی در ره باد#41یکی بحر است عشق بی کرانهانتخابشده42در او آتش زبانه در زبانه#43اگر مرغابیی اینجا مزن پر#44در این آتش سمندر شو سمندر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «حکایت» است.سطر پیشینغم خود خور که کاهی در ره باد→سطر بعدیدر او آتش زبانه در زبانه←