مصرع دوم · شماره 2گلش را دست فرسود خزان کردشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1زلیخا را چو پیری ناتوان کرد#2گلش را دست فرسود خزان کردانتخابشده3ز چشمش روشنایی برد ایام#4نهادش پلکها بر هم چو بادام#5کمان بشکستش ابروی کماندار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 2 از «حکایت» است.سطر پیشینزلیخا را چو پیری ناتوان کرد→سطر بعدیز چشمش روشنایی برد ایام←