مصرع دوم · شماره 6خدنگ انداز غمزه رفتش از کارشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3ز چشمش روشنایی برد ایام#4نهادش پلکها بر هم چو بادام#5کمان بشکستش ابروی کماندار#6خدنگ انداز غمزه رفتش از کارانتخابشده7لبش را خشک شد سرچشمه نوش#8بکلی نوشخندش شد فراموش#9در آن پیری که سد غم حاصلش بود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینکمان بشکستش ابروی کماندار→سطر بعدیلبش را خشک شد سرچشمه نوش←