مصرع دوم · شماره 102
آن دل که در بغداد بود اکنون به شروان تازه کن
شاعرخاقانیقالبترکیببند
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 99
خاقانیا سگ جان شدی، کانده کش جانان شدی
# - 100
در عشق سر دیوان شدی، نامت به دیوان تازه کن
# - 101
عشق آتشی کابت ربود از عشق نگریزی چه سود
# - 102
آن دل که در بغداد بود اکنون به شروان تازه کن
انتخابشده - 103
چون جام گیری داد ده، می تا خط بغداد ده
# - 104
بغداد ما را یاد ده سودای خوبان تازه کن
# - 105
بغداد باغ است از مثل بل باغ رضوان گفتمش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 102 از «شماره ۲ - در مدح خاقان کبیر جلال الدین والدنیا شروان شاه اخستان» است.