کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

بی لب جان پرور و روی جهان افروز تو

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    آهم از دل بر نمی آید، ز بیماری که هست

    #
  2. 15

    بار دیگر هجر با ما دشمنی از سر گرفت

    #
  3. 16

    بس نبود این درد و رنج عشق هر باری که هست؟

    #
  4. 17

    بی لب جان پرور و روی جهان افروز تو

    انتخاب‌شده
  5. 18

    نیست ما را هیچ عیبی، گر تو پنداری که هست

    #
  6. 19

    سر عشق و راز مهر و کار حسن آرای تو

    #
  7. 20

    هیچ کس را حل نمی گردد، ز دشواری که هست

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «غزل شماره ۱۱۸ - ماه کشمیری رخ من، از ستمکاری که هست...» است.