کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 13

چنین معشوقه ای در شهر و آنگه دیدنش مشکل

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 10

    خسیسی گوید از حلوا، که در بند شکم باشد

    #
  2. 11

    چو بر جانم زدی زخمی، به لطفش مرهمی می نه

    #
  3. 12

    ز بهر این دل خسته نکو بنگر که هم باشد

    #
  4. 13

    چنین معشوقه ای در شهر و آنگه دیدنش مشکل

    انتخاب‌شده
  5. 14

    کسی کز پای بنشیند به غایت بی قدم باشد

    #
  6. 15

    بساز، ای اوحدی، چون زر نداری، در جفای او

    #
  7. 16

    که اندر کشور خوبان جفا بر بی درم باشد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 13 از «غزل شماره ۲۳۳ - گدایی را که دل در بند یار محتشم باشد...» است.