مصرع دوم · شماره 4
باز آن بت دلجوی من، بنگر: چه شوخ و شنگ شد؟
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
دی رفتم اندر کوی او سرمست، ناگه جنگ شد
# - 2
امروز زانم تنگدل کان جای بر وی تنگ شد
# - 3
گوید به مستی: سوی من، منگر، مرو در کوی من
# - 4
باز آن بت دلجوی من، بنگر: چه شوخ و شنگ شد؟
انتخابشده - 5
هر دم چو ازینگی دگر خواهد دل ما سوختن
# - 6
منشان بر آتش خویش را، ایدل، که کار ازینگ شد
# - 7
پندی که نیکو خواه من، می داد بد پنداشتم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «غزل شماره ۲۵۸ - دی رفتم اندر کوی او سرمست، ناگه جنگ شد...» است.