مصرع دوم · شماره 10
ز من پرس این حکایت را، که در دامش گرفتارم
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
ز کار عشق او ما را نشاید بود بی کاری
# - 8
که تا بودیم کار این بود و تا باشم درین کارم
# - 9
نشان دانه خالش ز هر مرغی چه می پرسی؟
# - 10
ز من پرس این حکایت را، که در دامش گرفتارم
انتخابشده - 11
رفیقان راز عشق او ز من بیزار نتوان شد
# - 12
اگر زاری کنم وقتی، چه باشد؟ عاشق زارم
# - 13
نه نیکست این که: خود روزی ز بد حالان نمی پرسی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «غزل شماره ۵۱۵ - سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!...» است.