مصرع دوم · شماره 14
مگر نیکو نمی دانی، طبیب من، که: بیدارم؟
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
رفیقان راز عشق او ز من بیزار نتوان شد
# - 12
اگر زاری کنم وقتی، چه باشد؟ عاشق زارم
# - 13
نه نیکست این که: خود روزی ز بد حالان نمی پرسی
# - 14
مگر نیکو نمی دانی، طبیب من، که: بیدارم؟
انتخابشده - 15
تو پنداری که: او با تو وفا ورزد، دلا، مشنو
# - 16
جمال خوب و مال پر،وفا ورزد؟ نپندارم
# - 17
ازین سودا که می ورزد نخواهد شد دلم خالی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «غزل شماره ۵۱۵ - سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!...» است.