مصرع نخست · شماره 11
ز قوس ابروان چشمش چو تیر از غمزه اندازد
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
بدین تهمت ز شهر او را بدر کردن، توان؟نتوان
# - 9
به جرم آنکه این دل میل خوبان می کند، وقتی
# - 10
دل بیچاره را خون در جگر کردن، توان ؟ نتوان
# - 11
ز قوس ابروان چشمش چو تیر از غمزه اندازد
انتخابشده - 12
بغیر از دیده تیرش را سپر کردن، توان؟ نتوان
# - 13
به زاری پیکر عشق از رخ او نور می گیرد
# - 14
چنان رخ را قیاسی با قمر کردن، توان؟ نتوان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «غزل شماره ۶۱۲ - به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان...» است.