کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 15

رفت برون بسان آب از ره دیده خون دل

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    بر تن مرده بی رخت مویه گرم، دریغ من!

    #
  2. 13

    لعل لب تو خون من خورده چنین و آنگهی

    #
  3. 14

    من ز درخت قامتت بر نخورم، دریغ من!

    #
  4. 15

    رفت برون بسان آب از ره دیده خون دل

    انتخاب‌شده
  5. 16

    آتش دل برون نرفت از جگرم، دریغ من!

    #
  6. 17

    از ستمت خلاص دل نیست، که هر کجا روم

    #
  7. 18

    هجر تو می رود روان بر اثرم،دریغ من!

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «غزل شماره ۶۳۹ - بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!...» است.