مصرع دوم · شماره 14
شکایت چون توان کرد از چنان رویی کرم کردی
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
تو بودی مطرب و ساقی، تو بودی شاهد باقی
# - 12
گهم درویش خود خواندی و گاهم محتشم کردی
# - 13
به خیلی کردی از رخ چون سال بوسه ای کردم
# - 14
شکایت چون توان کرد از چنان رویی کرم کردی
انتخابشده - 15
به دستم جام جم دادی، پس از عمری که دم دادی
# - 16
چه مستی ها کنیم اکنون! که می در جام جم کردی
# - 17
چو دیدی اوحدی را تو به علم عاشقی دانا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «غزل شماره ۷۷۶ - مرا با جمع رندانی که در دیرند ضم کردی...» است.