مصرع نخست · شماره 19
نمی پوشی رخ از بینش، ولی رویت کسی بیند
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
ترا خواهم که دی بودی و امروزی و فردایی
# - 17
از آن خویشی کند با تو دل بیخود که در پرده
# - 18
ترا رخهاست کان رخها بغیر خویش ننمایی
# - 19
نمی پوشی رخ از بینش، ولی رویت کسی بیند
انتخابشده - 20
که همچون اوحدی او را ز دل دادند بینایی
# - 21
به بویی، ای ز دل آشفته، زین ساغر قناعت کن
# - 22
کزین جا چون گذر کردی خراباتست و رسوایی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «غزل شماره ۸۷۳ - به پیمانی نمی پویی، به پیوندی نمی پایی...» است.