مصرع دوم · شماره 12گر شود تشنه جای خفتن نیستشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9جمع حواریان چو آن دیدند#10روزش از سر آن بپرسیدند#11گفت: او را زبان گفتن نیست#12گر شود تشنه جای خفتن نیستانتخابشده13بار من برده، آب اگر نخورد#14پیش جبار آب من ببرد#15من سیر آب چون توانم خفت؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت: او را زبان گفتن نیست→سطر بعدیبار من برده، آب اگر نخورد←