مصرع نخست · شماره 13بار من برده، آب اگر نخوردشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10روزش از سر آن بپرسیدند#11گفت: او را زبان گفتن نیست#12گر شود تشنه جای خفتن نیست#13بار من برده، آب اگر نخوردانتخابشده14پیش جبار آب من ببرد#15من سیر آب چون توانم خفت؟#16کو شود تشنه و نداند گفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «حکایت» است.سطر پیشینگر شود تشنه جای خفتن نیست→سطر بعدیپیش جبار آب من ببرد←