مصرع نخست · شماره 41عقد آن جوهری که میبندمشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38ننهد در دراز دستی پای#39گر توانی بدیدن این را غور#40ورنه بر خود بدان که کردی جور#41عقد آن جوهری که میبندمانتخابشده42جز به نام رسول نپسندم#43خواجه او بود و پادشاه خداست#44امر اچار یارش از چپ و راست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «حکایت» است.سطر پیشینورنه بر خود بدان که کردی جور→سطر بعدیجز به نام رسول نپسندم←