مصرع دوم · شماره 6گوشه چادرش برفت از رویشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3حال خود گفت و مرد شد حاضر#4گشت قاضی میانشان ناظر#5زن چو دعوی گزار شد با شوی#6گوشه چادرش برفت از رویانتخابشده7خواجه حسن و جمال او را دید#8عشوه قیل و قال او را دید#9مرد را گفت قاضی از پشتی:#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینزن چو دعوی گزار شد با شوی→سطر بعدیخواجه حسن و جمال او را دید←