مصرع دوم · شماره 4گشت قاضی میانشان ناظرشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1زن خود را به سنگ زد مردش#2شد دوان، پیش قاضی آوردش#3حال خود گفت و مرد شد حاضر#4گشت قاضی میانشان ناظرانتخابشده5زن چو دعوی گزار شد با شوی#6گوشه چادرش برفت از روی#7خواجه حسن و جمال او را دید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینحال خود گفت و مرد شد حاضر→سطر بعدیزن چو دعوی گزار شد با شوی←