مصرع نخست · شماره 3حال خود گفت و مرد شد حاضرشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1زن خود را به سنگ زد مردش#2شد دوان، پیش قاضی آوردش#3حال خود گفت و مرد شد حاضرانتخابشده4گشت قاضی میانشان ناظر#5زن چو دعوی گزار شد با شوی#6گوشه چادرش برفت از روی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینشد دوان، پیش قاضی آوردش→سطر بعدیگشت قاضی میانشان ناظر←