مصرع دوم · شماره 16جان او بر فلک سوار نشدشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13هر که او روی در خدای کند#14صلب خود را صلیب سای کند#15تا تنش پای بند دار نشد#16جان او بر فلک سوار نشدانتخابشده17چار میخ از برای تن بودست#18شمع جان را فلک لگن بودست#19نیست دعوی دوست بی برهان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «حکایت» است.سطر پیشینتا تنش پای بند دار نشد→سطر بعدیچار میخ از برای تن بودست←