مصرع نخست · شماره 17چار میخ از برای تن بودستشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14صلب خود را صلیب سای کند#15تا تنش پای بند دار نشد#16جان او بر فلک سوار نشد#17چار میخ از برای تن بودستانتخابشده18شمع جان را فلک لگن بودست#19نیست دعوی دوست بی برهان#20جان خود را زتن چنین برهان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشینجان او بر فلک سوار نشد→سطر بعدیشمع جان را فلک لگن بودست←