مصرع نخست · شماره 121گفت: غافل نشسته است این ددشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.118کرد گرد شکارگاه نگاه#119صورتی دید همچو آهویی#120غافل از عادت تگ و پویی#121گفت: غافل نشسته است این ددانتخابشده122اندر آورد تیر و بر وی زد#123گلخنی زخم تیر در دل خورد#124جان و تن نیز در سردل کرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 121 از «حکایت» است.سطر پیشینغافل از عادت تگ و پویی→سطر بعدیاندر آورد تیر و بر وی زد←