مصرع نخست · شماره 123گلخنی زخم تیر در دل خوردشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.120غافل از عادت تگ و پویی#121گفت: غافل نشسته است این دد#122اندر آورد تیر و بر وی زد#123گلخنی زخم تیر در دل خوردانتخابشده124جان و تن نیز در سردل کرد#125بیخود آن پوست دور کرد ز تن#126گفت: دستت درست باد، بزن!#دربارهٔ این سطرسطر شماره 123 از «حکایت» است.سطر پیشیناندر آورد تیر و بر وی زد→سطر بعدیجان و تن نیز در سردل کرد←