مصرع دوم · شماره 126گفت: دستت درست باد، بزن!شاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.123گلخنی زخم تیر در دل خورد#124جان و تن نیز در سردل کرد#125بیخود آن پوست دور کرد ز تن#126گفت: دستت درست باد، بزن!انتخابشده127تیر کز شست دلبران آید#128هدفش جان عاشقان آید#129چشمه خون روانش از دل ریش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 126 از «حکایت» است.سطر پیشینبیخود آن پوست دور کرد ز تن→سطر بعدیتیر کز شست دلبران آید←