مصرع دوم · شماره 8باد جانش فدا ، که جان داروستشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5نه فراغی به حسب حال منت#6نه مجالی که بشنوم سخنت#7سخنی کان از آن لب دلجوست#8باد جانش فدا ، که جان داروستانتخابشده9عالم عاشقان ز حیرت او#10در بدر می روند و کوی به کو#11گرچه دردی است، عشق، بی درمان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «مثنوی» است.سطر پیشینسخنی کان از آن لب دلجوست→سطر بعدیعالم عاشقان ز حیرت او←