مصرع نخست · شماره 15چون به نزدیک شهر رفت فقیرشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12میل دیدار آن نگارین کرد#13از می اشتیاق او شد مست#14پای در ره نهاد و دل بردست#15چون به نزدیک شهر رفت فقیرانتخابشده16عرضه کردند حال او به امیر#17گفت شحنه که: باشد آن سالوس#18به امید آمد و شود مایوس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینپای در ره نهاد و دل بردست→سطر بعدیعرضه کردند حال او به امیر←