مصرع دوم · شماره 18به امید آمد و شود مایوسشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15چون به نزدیک شهر رفت فقیر#16عرضه کردند حال او به امیر#17گفت شحنه که: باشد آن سالوس#18به امید آمد و شود مایوسانتخابشده19شیخ صورت پرست و زراق است#20شهره شید اندر آفاق است#21مگذارید اندرین شهرش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت شحنه که: باشد آن سالوس→سطر بعدیشیخ صورت پرست و زراق است←