مصرع دوم · شماره 38هیچ دارو مرا ندارد سودشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35درد دل را مجو دوا ز طبیب#36به نگردد، مگر به بوی حبیب#37چون که درد من از طبیب افزود#38هیچ دارو مرا ندارد سودانتخابشده39نیست در دل ز زهر غم آن درد#40که به تریاق دفع شاید کرد#41من خود این درد را دوا دانم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «مثنوی» است.سطر پیشینچون که درد من از طبیب افزود→سطر بعدینیست در دل ز زهر غم آن درد←