مصرع نخست · شماره 39نیست در دل ز زهر غم آن دردشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36به نگردد، مگر به بوی حبیب#37چون که درد من از طبیب افزود#38هیچ دارو مرا ندارد سود#39نیست در دل ز زهر غم آن دردانتخابشده40که به تریاق دفع شاید کرد#41من خود این درد را دوا دانم#42لیکن از شرم گفت نتوانم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «مثنوی» است.سطر پیشینهیچ دارو مرا ندارد سود→سطر بعدیکه به تریاق دفع شاید کرد←