مصرع نخست · شماره 41اگرت هست قوت مردانشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38باشی از عشق روی دوست بری#39هر که از دوست دوست می خواهد#40جوهرش را عرض نمی کاهد#41اگرت هست قوت مردانانتخابشده42اینک اسب و سلاح و این میدان#43هست آرام جان من مهرش#44هست سود و زیان من مهرش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «حکایت» است.سطر پیشینجوهرش را عرض نمی کاهد→سطر بعدیاینک اسب و سلاح و این میدان←