مصرع نخست · شماره 39هر که از دوست دوست می خواهدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36زان شعاعی ز نور دوست ببین#37گر تو بی مغز نام دوست بری#38باشی از عشق روی دوست بری#39هر که از دوست دوست می خواهدانتخابشده40جوهرش را عرض نمی کاهد#41اگرت هست قوت مردان#42اینک اسب و سلاح و این میدان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «حکایت» است.سطر پیشینباشی از عشق روی دوست بری→سطر بعدیجوهرش را عرض نمی کاهد←