مصرع دوم · شماره 36زان شعاعی ز نور دوست ببینشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.33حسن صورت چو آلت است تو را#34پس به کاری حوالت است تو را#35مغز خود ز اندرون پوست ببین#36زان شعاعی ز نور دوست ببینانتخابشده37گر تو بی مغز نام دوست بری#38باشی از عشق روی دوست بری#39هر که از دوست دوست می خواهد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 36 از «حکایت» است.سطر پیشینمغز خود ز اندرون پوست ببین→سطر بعدیگر تو بی مغز نام دوست بری←