مصرع دوم · شماره 40جوهرش را عرض نمی کاهدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37گر تو بی مغز نام دوست بری#38باشی از عشق روی دوست بری#39هر که از دوست دوست می خواهد#40جوهرش را عرض نمی کاهدانتخابشده41اگرت هست قوت مردان#42اینک اسب و سلاح و این میدان#43هست آرام جان من مهرش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «حکایت» است.سطر پیشینهر که از دوست دوست می خواهد→سطر بعدیاگرت هست قوت مردان←