مصرع نخست · شماره 31گرچه او خود نمی برد ناممشاعرعراقیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28با وی از خود خبر ندارم من#29در کمندش چنان گرفتارم#30که خلاصی طمع نمی دارم#31گرچه او خود نمی برد ناممانتخابشده32تا برفت او، برفت آرامم#33هرکه جانش ز روی دوست بود#34میل جانش به سوی دوست بود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «سر آغاز» است.سطر پیشینکه خلاصی طمع نمی دارم→سطر بعدیتا برفت او، برفت آرامم←