مصرع نخست · شماره 33هرکه جانش ز روی دوست بودشاعرعراقیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30که خلاصی طمع نمی دارم#31گرچه او خود نمی برد نامم#32تا برفت او، برفت آرامم#33هرکه جانش ز روی دوست بودانتخابشده34میل جانش به سوی دوست بود#35دیده، کو طالب جمال تو شد#36باعثش قوت خیال تو شد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «سر آغاز» است.سطر پیشینتا برفت او، برفت آرامم→سطر بعدیمیل جانش به سوی دوست بود←