کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 7

فلکم از تو جدا کرد و گمان می کردم

چهرهٔ هاتف اصفهانیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    که به اغیار توان کرد و به ما نتوان کرد

    #
  2. 5

    من گرفتم ز خدا جور تو خواهد همه کس

    #
  3. 6

    لیک جور این همه با خلق خدا نتوان کرد

    #
  4. 7

    فلکم از تو جدا کرد و گمان می کردم

    انتخاب‌شده
  5. 8

    که به شمشیر مرا از تو جدا نتوان کرد

    #
  6. 9

    سر نپیچم ز کمندت به جفا آن صیدم

    #
  7. 10

    که توان بست مرا لیک رها نتوان کرد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «غزل شماره ۴۳ - گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد...» است.