مصرع دوم · شماره 10
که عشق کاری، نباشد الا، به دردمندی، ز خاکساری
شاعرمحتشم کاشانیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
نه همزبانی، که من زمانی، باو شمارم، غمی که دارم
# - 8
نه نیک خواهی که، گاهگاهی، ز من بپرسد، غم که داری
# - 9
به درد از آنرو، گرفته ام خو، به خاک از آن رو، نهاده ام رو
# - 10
که عشق کاری، نباشد الا، به دردمندی، ز خاکساری
انتخابشده - 11
اگرچه کردم، چو بلبل ای گل، در اشتیاقت، بسی تحمل
# - 12
ز باغ وصلت، گلی نچیدم، جز این که دیدم، هزار زاری
# - 13
همیشه گوئی، که محتشم را، برآرم از جا، درآرم از پا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «غزل شماره ۵۶۰ - چو می نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری...» است.