مصرع دوم · شماره 6به عالم فاش گشت این راز مستورشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3همی مالید سالی بیشتر عور#4تن خود را بدان دیوار دستور#5ز نزدیکان یکی می دید از دور#6به عالم فاش گشت این راز مستورانتخابشده7وزیر شهر شروان مرد را گفت#8چه مقصود است ترا بر خاک ما خفت#9جوابش داد و گفت ای چشمه نور#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینز نزدیکان یکی می دید از دور→سطر بعدیوزیر شهر شروان مرد را گفت←