کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 6

که جای جان و جانان است تنها

چهرهٔ عطارشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    اما بعد، جماعتی از اصدقاء محرم و از اجباء همدم و قرینان دوربین وموافقان هم نشین که چون آفتاب دلی روشن داشتند و چون صبح صادق نفس از صدق می زدند و چون شمع از سر سوز می خندیدند چون آینه روی از صفا بدین ضعیف آورده التماس نمودند که چون سلطنت خسرونامه در عالم ظاهر گشت و اسرار اسرارنامه منتشر شد و زبان مرغان طیورنامه ناطقه ارواح را به محل کشف رسید و سوز مصیبت مصیبت نامه از حد و غایت درگذشت و دیوان دیوان ساختن تمام داشته آمد و جواهر نامه و شرح القلب که هر دومنظوم بودند از سر سودا نامنظوم ماند که حرق و غسلی بدان راه یافت؛ رباعیاتی که در دیوان است بسیارست و ضبط آن دشوار و از زیور ترتیب عاطل و از خلاصه ایجاز ذاهل اگرچه ترکیبی دارد ترتیبی ندارد و بسیاری از جویندگان از نصیب بی بهره می مانند و طالبان بی مقصود باز می گردند، اگر انتخابی کرده شود و اختیاری دست دهد ازنظم و ترتیب، نظام و زینت او بیفزاید و ازحسن ایجاز، رونق او زیاده گردد. پس بنابر حکم دواعی اخوان دین، رباعیاتی که گفته شده شش هزار بیت بود، قریب هزار بیت شسته شد که لایق این عالم نبود و بدان عالم فرستادیم که گفته اند: احفظ سرک ولو عن زرک. و ناشسته روی و غسل ناکرده بدان عالم نتوان رفت و از پنج هزار دیگر، که باقی ماند، این مقدار، که درین مجموعه است، اختیار کردیم بدین ترتیب و باقی در دیوان گذاشتیم. ومن طلب وجد وجد. و نام این مختارنامه نهادیم و گمان آنست، و این یقین است، که هیچ گوینده ای را مثل این مجموعی دست نداده که اگردست دادی هر آینه روی نمودی و این ابیات از سر کارافتادگی دست داده نه از سرکار ساختگی و از تکلف مبراست. چنانکه آمده است نوشته ایم، و در خون می گشته، اگر روزی واقعه کار افتادگان دامن جانت بگیرد و شبی چند سر به گریبان تحیر فرو بری آن زمان بدانی که این بلبلان نازنین و این طوطیان شکر چین از کدام آشیان بریده اند: من لم یذق لم یعرف. و نیز ندانم تا درهیچ دیوان مثل این ابیات توان یافت یا چندین لطایف به دست توان آورد؛ از بهر آنکه این گنجیست از معانی قدس که «کنت کنزا مخفیا فاردت ان اعرف» و خزانه ای است از نتایج غیب که (وعنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو) اگر خواننده به تدبر و تامل به سر سر گنج رسد درهیچ نوع نبود که مقصود او به حصول نپیوندد. اگرچه ابیاتی چند بود که لایق این کتاب نبود بعضی از جهت آنکه هر عقل از ادراک آن قاصرست و هر فهم از دریافت آن عاجز و بعضی به سبب آنکه از راه ظاهر در لباس زلف و خال و لب ودهان بود و در قالب صورت الفاظ متداول اصطلاح اهل رسم میتوانست گفت ولیکن چون گفته شده بود همه در یک سلک کشیدیم که خال بیروی و روی بیخال دیدن، حال کوته نظران باشد. اما قومی که اهل ذوق و صفتند و از صورت سخن آزاد، جانب معنی میروند و روح القدس را در لباس گوناگون مشاهده میکنند، ازین مائده بیفایده نگردند. بلی چون سخن از همه جنس بود همه مردم را از آن به قدر حوصله نصیب تواند بود. حق تعالی اهل عدل و انصاف و اصحاب ذوق و بصیرت را محفوظ داراد!

    #
  2. 4

    سخن عطار را، که بحقیقت تریاکیست، با سخن دیگران قیاس نباید کرد که این دو مثلت که از عطار در عالم یادگار ماند: یکی خسرونامه و اسرارنامه و مقامات طیور و دوم دیوان و مصیبت نامه و مختارنامه، در مثمن هشت فردوس مربع نشینان (علی سرر متقابلین) چون حجره مسدس نحل پر شهد میبینند و حال بیننده بالا میگیرد (والعمل الصالح یرفعه) بلی مثلثی که عطار سازد چنین بود و به بوی آن، زهر از تریاک باز توان شناخت و به چاشنی آن نشان آشنائی بازتوان یافت، بیت:

    #
  3. 5

    ز جائی می برآید این سخنها

    #
  4. 6

    که جای جان و جانان است تنها

    انتخاب‌شده
  5. 7

    این خود فصلی بود از جنس هر فضیلتی که از هر نوع آدمی صادر گردد. اکنون به انصاف بازآییم و دست امید به دریوزه برهنه کنیم باشد که اصحاب ذوق ما را به دعای خیر یاد کنند وبه ذکر حسن مشرف گردانند تا حق سبحانه و تعالی به واسطه دعوات صالحه بیغرض دوستان دین خط عفو بر جراید جرایم ما کشد، انه ولی الاجابه. و این مجموع بر پنجاه باب نهاده شده بدین ترتیب که نموده میشود و بالله التوفیق:

    #
  6. 8

    باب اول: در توحید باری عز شانه.

    #
  7. 9

    باب دوم: در نعت سید المرسلین صلی الله علیه و سلم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «مقدمه» است.