مصرع نخست · شماره 47وجود خود بحکمت کن تو گلشنشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.44تو خود را از طلسم جسم برهان#45مزین کن بحکمت جان خود را#46که تا عارف شوی هر نیک و بد را#47وجود خود بحکمت کن تو گلشنانتخابشده48که تا احوال گردد بر تو روشن#49بچشم باطن خود گوش میدار#50که تا کج بین نگردی آخر کار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 47 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینکه تا عارف شوی هر نیک و بد را→سطر بعدیکه تا احوال گردد بر تو روشن←