مصرع نخست · شماره 153بدان هر کس که شد زنده نمیردشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.150تمامت گشته اند زان نور مهجور#151بنور قلب و عقل و روح عامی#152شود پیدا چو دارد نیکنامی#153بدان هر کس که شد زنده نمیردانتخابشده154فنا دیگر گریبانش نگیرد#155سخن چون منغلق خواهید ای یار#156نباید گفت منکر گردد اغیار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 153 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینشود پیدا چو دارد نیکنامی→سطر بعدیفنا دیگر گریبانش نگیرد←