مصرع نخست · شماره 151بنور قلب و عقل و روح عامیشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.148از آن پیوسته زان مسرور باشند#149نداده هیچکس را دیگر آن نور#150تمامت گشته اند زان نور مهجور#151بنور قلب و عقل و روح عامیانتخابشده152شود پیدا چو دارد نیکنامی#153بدان هر کس که شد زنده نمیرد#154فنا دیگر گریبانش نگیرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 151 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینتمامت گشته اند زان نور مهجور→سطر بعدیشود پیدا چو دارد نیکنامی←