مصرع دوم · شماره 152شود پیدا چو دارد نیکنامیشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.149نداده هیچکس را دیگر آن نور#150تمامت گشته اند زان نور مهجور#151بنور قلب و عقل و روح عامی#152شود پیدا چو دارد نیکنامیانتخابشده153بدان هر کس که شد زنده نمیرد#154فنا دیگر گریبانش نگیرد#155سخن چون منغلق خواهید ای یار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 152 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینبنور قلب و عقل و روح عامی→سطر بعدیبدان هر کس که شد زنده نمیرد←